واژه جو

زیان کشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زیان کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) خسارت کشیدن و قبول خسارت کردن . (ناظم الاطباء). خسارت دیدن . آسیب دیدن . گزند یافتن . زیان دیدن : خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست چند از زبان نیافته سودی، زیان کشد. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٧٦٣). دیوان میغرنگ سنان کش چو آفتاب کز نوک نیزه شان سر کیوان زیان کشید. خاقانی .

معنی زیان کشیدن | واژه جو