زیباسر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیباسر. [ س َ ] (ص مرکب ) در بیت زیر از فردوسی ظاهراً بمعنی نیک اندیشه و خوش فکر و یا سردار و سالار نیک و رئیس زیبنده و لایق و درخور آمده است : گنه کار بی بر تویی در جهان نه شاهی نه زیباسری از مهان . فردوسی .