واژه جو

زیبامنش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زیبامنش . [ م َ ن ِ] (ص مرکب ) نیک اندیشه . نیکوخو. نکوطبع : دلش زان شبان اندکی برگشاد که زیبامنش بود و زیرک نهاد. نظامی .

معنی زیبامنش | واژه جو