واژه جو

زیبگر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زیبگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) از عالم ستمگر. (آنندراج ). زیبنده و آرایش کننده . (ناظم الاطباء) : مشاطه ٔ ولایتش ار زیبگر شود ز اعجاز عیسوی کند آرایش صنم . عرفی (از آنندراج ).

معنی زیبگر | واژه جو