زیتونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیتونی . [ زَنی ی ] (ع ص نسبی ) آنچه به رنگ زیتون باشد. (از اقرب الموارد). منسوب به زیتون . به شکل و رنگ زیتون . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ قسمی مروارید شبیه به زیتون در شکل . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : و ربما شبه [ اللؤلؤ ] بالزیتونة، فقیل زیتونی . (الجماهر فی معرفة الجواهر بیرونی، یادداشت ایضاً). ◄ آلوده به زیت . (ناظم الاطباء).
زیتونی . [ زَ /زِ ] (ص نسبی ) رنگی است سرخ به زردی مایل . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). منسوب به زیتون . به رنگ زیتون . به رنگ میوه ٔ رسیده ٔ زیتون و سرخی است کدر که به سیاهی زند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : جان فشانند بر آن خال و بر آن حلقه ٔ زلف عاشقان کآن رخ زیتونی زیبا بینند. خاقانی . ◄ رنگ سبز تیره . (ناظم الاطباء). ◄ زیتون فروش . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).