زیج نشستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیج نشستن . [ ن ِ ش َت َ ] (مص مرکب ) در تداول، مدتی دراز انزوا گزیدن . روزهای بسیار در خانه منزوی بودن و به دیدار کسان و خویشان و آشنایان نشدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیج نشستن . [ ن ِ ش َت َ ] (مص مرکب ) در تداول، مدتی دراز انزوا گزیدن . روزهای بسیار در خانه منزوی بودن و به دیدار کسان و خویشان و آشنایان نشدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).