واژه جو

زیداللات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زیداللات . [ زَ دُل ْ لا ](اِخ ) ابن رفیةبن ثور. از اجداد جاهلی است و فرزندانش بطنی از قضاعة از قحطانیةاند. (از اعلام زرکلی ).

معنی زیداللات | واژه جو