زیرافکند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیرافکند. [ اَ ک َ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب ) بمعنی زیرافکن است که نهالی و توشک و آنچه در زیر افکنده باشند. (برهان ).زیرافکن . (جهانگیری ) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زیرافکن شود. ◄ نام مقامی است از موسیقی که آن کوچک است . (برهان ). نام پرده ای از دوازده پرده ٔموسیقی . (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : آه کز یاد ره و پرده ٔ عراق رفت از یادم دم تلخ فراق وای کز تری زیرافکند خرد خشک شد کشت دل من دل بمرد. مولوی (مثنوی چ خاور ص ٤٥). رجوع به زیرافکن شود.