زیرجامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ یا مَ) (اِمر.) جامة نازکی که زیر شلوار پوشند، زیرشلواری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ یا مَ) (اِمر.) جامه نازکی که زیر شلوار پوشند، زیرشلواری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیرجامه . [ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) شلوار. تنبان . شلوار زیرین . ازار. سروال . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ازار. (آنندراج ). زیرشلواری . شلواری کوتاه یا بلند که در زیر شلوار معمولی پوشند. (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). ازار و پای جامه . (غیاث ). جامه ای که از کمر تا قدم رامی پوشاند. (ناظم الاطباء). جامه ٔ نازکی که زیر شلوارپوشند. زیرشلواری . (فرهنگ فارسی معین ) : گه به لنگوته اش کنند بدل گه بود زیرجامه در قصار. نظام قاری (دیوان البسه ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی