زیردست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ)(ص مر.)۱ - فرمانبردار، خدمتگزار. ۲- ذلیل، پست.مترادفها و واژههای مرتبطدونپایه، فرودست، مادون، مرئوسمطیع، مقهورنوچه ≠ بالادستواژه قبلی: زیردریاییواژه بعدی: زیرزمین