زیره آب دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیره آب دادن . [ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) فریب دادن و وعده ٔ دروغ نمودن، چه زیره را بوعده ٔ آب فریب داده پرورش دهند. (از فرهنگ رشیدی ). کنایه از فریب دادن و وعده ٔ دروغ کردن . (آنندراج ) : زیره آبی دادشان گیتی و ایشان بر امید ای بسا پلپل که در چشم گمان افشانده اند. خاقانی . چون پلپلم بر آتش نعره زنان وسوزان کز زیره آب دادن جانان چه خواست گوئی . خاقانی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.