زیست شناسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش) (اِ.) دانشی که دربارة موجودات زنده بحث میکند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ش) (اِ.) دانشی که درباره موجودات زنده بحث میکند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیست شناسی .[ ش ِ ] (حامص مرکب ) شناخت حیات . (فرهنگ فارسی معین ). معرفةالحیات . علم الحیوة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). دانشی که درباره ٔ موجودات زنده بحث کند. علم الحیاة. (فرهنگ فارسی معین ). ♦ زیست شناسی جانوری ؛ بخشی از زیست شناسی که موضوع آن زندگی حیوانات و ساختمان بدن آنهاست . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ زیست شناسی گیاهی ؛ بخشی از زیست شناسی که موضوع آن نباتات است . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زیست و زیستن شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
بیولوژی بافتشناسی، باکتریشناسی، جانورشناسی، گیاهشناسی محیط زیست، اکولوژی بومشناخت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی