زیست کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیست کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زنده بودن . زیستن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زیستن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیست کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زنده بودن . زیستن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زیستن شود.