زیف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ) (اِ.) گناه، بزه، بی ادبی.(زِ یا زَ) [ ع. ] (ص.) ناسره، قلب (زر، سیم، پول).واژه قبلی: زیغگرواژه بعدی: زیلو