زیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیق . (اِخ ) محله ای است به نیشابور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از معجم البلدان ). رجوع به زیقی شود.
زیق . (معرب، اِ) زیق القمیص ؛ زه پیراهن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). معرب زه . زه پیراهن . یقه . جیب . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به المعرب جوالیقی ص ١٧٢ شود. ◄ رشته ٔ بنا که بدان اندازه گیرد. و منه : قوام البناء بالزیق . (از اقرب الموارد). رجوع به زیگ و زیج شود.