زیلعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیلعی . [ زَ ل َ ] (اِخ ) حسن بن ابراهیم بن حسن علی الزیلعی الجبرتی الحنفی . او فقیه بود و در سال ١١٨٨ هَ. ق . درگذشت . او راست : رفع الاشکال فی حکم ماءالحوض .و نزهة العین فی زکاة المعدنین . (از اعلام زرکلی ).
زیلعی . [ زَ ل َ ] (اِخ ) عبداﷲبن یوسف . رجوع به عبداﷲ در همین لغت نامه و معجم المطبوعات شود.
زیلعی . [ زَ ل َ ] (اِخ ) عثمان بن علی . رجوع به عثمان در همین لغت نامه و معجم المطبوعات شود.