زین الملک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زین الملک . [ زَ نُل ْ م ُ ] (اِخ ) ابوسعد هندوبن محمدبن هندو اصفهانی . از مستوفیان دیوان سلطان محمدبن ملکشاه سلجوقی بود. دشمنان به طمع اموال وی در نزد سلطان محمد از او سعایت نمودند. فرمان داد او را بدار زدند سنه ٔ ٥٠٦ هَ .ق . (از تعلیقات چهارمقاله ٔ نظامی چ معین چ زوار ص ١٥٦) : زین الملک ابوسعد... از وی [ از امیر معزی ] درخواست کرد که آن قصیده را جواب گوی . گفت نتوانم ... (چهارمقاله ٔ نظامی ایضاً ص ٥٤). رجوع به همین کتاب ص ١٥٦ و ١٦٤ و احوال و اشعار رودکی ج ٣ ص ٨٠٧ و کتاب النقض ص ٨٧ و ٩٦ شود.