زینب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زینب . [ زَ ن َ ] (اِخ ) بنت الامام علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب، سبط رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم . ابن اثیر گوید: او در حیات حضرت رسول اکرم متولد شد و با پسرعمش، عبداﷲبن جعفربن ابی طالب ازدواج کرد. حضرت زینب با برادرش حضرت حسین در وقعه ٔ کربلا حضور داشت . او را با دیگر اسیران به کوفه و سپس به شام نزد یزیدبن معاویه بردند.زنی پردل و خطیبی فصیح بود و او را اخبار است و کلام او با یزید مشهور و دلیل قوت قلب و کیاست اوست . (ازالاصابه ) (از اعلام زرکلی ). نام دختر حضرت فاطمه رضی اﷲ عنها که خواهر حضرت امام حسین رضی اﷲ عنه بودند. (غیاث ). نام دختر شیر خدا علی مرتضی علیه السلام که در حباله ٔ حضرت جعفر طیار بود. (آنندراج ). نام دختر علی بن ابیطالب علیه السلام از فاطمه علیها السلام . (ناظم الاطباء). نام دختر امیرالمؤمنین علیه السلام از فاطمه سلام اﷲ علیها. و او زوجه ٔ عبداﷲبن جعفر الطیار بود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ١ ص ٤٣٦ و ٥٨٤ و ج ٢ ص ٥٠ و ٥٦ و تاریخ گزیده چ برون ج ١ ص ١٣٩ و ١٩٩ و زینب الکبری و اعلام زرکلی چ ٢ ج ٣ ص ١٠٨ و ذیل آن و «زینب خون » در همین لغت نامه شود.
زینب . [ زَن َ ] (اِخ ) بنت عبدالرحمن بن الحسن الجرجانی، معروف به ام المؤید. زنی فقیه بود و بحدیث اشتغال داشت و از علماء بزرگ اجازت و روایت دارد. او در نیشابور بسال ٥٢٤ متولد شد و بسال ٦١٥ هَ . ق . در همانجا درگذشت . (از اعلام زرکلی ). رجوع به روضات الجنات ص ٤٩ شود.
زینب . [ زَ ن َ ] (اِخ ) بنت عبداﷲبن عبدالاسد المخزومیة. رجوع به اعلام زرکلی و زینب المخزومیة در همین لغت نامه شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه