زینت دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زینت دادن . [ ن َ دَ ] (مص مرکب ) آرایش دادن و آراستن . (ناظم الاطباء). آراستن . پیراستن کسی یا چیزی را : در رعایت آنچه ما آن را درنظر تو زینت داده ایم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣١٣). زینتی در خاکساری داده ام صفحه ٔ تن را به افشان غبار. ملامفید (از آنندراج ). رجوع به زینت ودیگر ترکیبهای آن شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
افرندیدن، زیبیدن، آراستن