زینهاردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.) وفادار، پای بند به عهد و پیمان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) وفادار، پای بند به عهد و پیمان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زینهاردار. (نف مرکب ) امان دهنده و مهلت دهنده . (ناظم الاطباء). زینهاردارنده . زنهاردار. پای بند عهد و پیمان . وفادار. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ امانت دار. امین . مؤتمن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : او هست گویی ای عجبا زینهاردار وین حق زایران، بر او زینهارها. لامعی جرجانی . رجوع به زنهار و زینهار و ترکیبهای آن دو شود.