واژه‌جو

سابزج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سابزج . [ ب ِ زَ ] (اِ) لغتی در سابیزج و سابیزک است بمعنی مردم گیاه . (دزی ج ١ ص ٦٢٠) (شعوری ج ٢ ص ٥٥). رجوع به سابیزج و سابیزک شود.

معنی سابزج | واژه‌جو