سابقه شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانسنتشدن، رسم شدن، عادت شدن پیشینه شدن، به جا ماندن، اثر به جا گذاشتنمترادفها و واژههای مرتبطسنتشدن، رسم شدن، عادت شدنپیشینه شدن، به جا ماندن، اثر به جا گذاشتنواژه قبلی: سابقه داشتنواژه بعدی: سابقهدار