سابوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سابوری . (ص نسبی ) نسبت است به سابور و آن شهری است از شهرهای فارس نزدیک بکازرون . (سمعانی ). همان مؤلف اضافه میکند که گمان میکنم همان جندیسابور باشد. (سمعانی ). ◄ میوه های منسوب به بلده ٔ جندیسابور. (الذریعه ج ٦). ◄ ذراع سابوری . رجوع به سابوریه شود.
سابوری . [ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲبن سابور دقاق سابوری بغدادی مکنی به ابوالعباس . از محدثان است . (سمعانی ).
سابوری . [ ] (اِخ ) عبداﷲبن زیادبن سابور سابوری . از محدثان است . و منسوب به سابور نیای خویش است . (سمعانی ).