واژه جو

سابوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سابوق . (اِ) نام درختی است . آقطی، بیلسان، بیلاسان، شبوقه، خمان کبیر، یاس کبود. رجوع به دزی ج ١ ص ٦٢٠ شود.

معنی سابوق | واژه جو