ساتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساتی . (اِخ ) رجوع به ساطی شود.
ساتی . (اِخ ) الهه ٔ هندی . دختر داکشا وهمسر شیوا است . چون پدرش شوهر او را تحقیر کرد ساتی خود را در آتش انداخت .
ساتی . (اِخ ) درنزد مصریان قدیم فرشته ای است موکل بر ارواح . در آثار باستانی مصر تصویر او در حالی که روح بصورت مرغی بر زانوی او نشسته دیده میشود. (قاموس الاعلام ترکی ).