ساحل نشین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. نِ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که کنار آب زندگی میکند (اعم از دریا، دریاچه، رودخانه).مترادفها و واژههای مرتبطساحلیساکن کناردریا، بندری، بندرنشینکنارهنشینواژه قبلی: ساحلواژه بعدی: ساخارین