ساخته شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساخته شدن . [ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) (... کار کسی ) بر آمدن حاجت او : چون کار همه ساخته شد از کرم تو بایدکه شود ساخته کار شعرا نیز. سوزنی . ◄ (... کاری را) مهیا و آماده ٔ آن گردیدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساخته شدن . [ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) (... کار کسی ) بر آمدن حاجت او : چون کار همه ساخته شد از کرم تو بایدکه شود ساخته کار شعرا نیز. سوزنی . ◄ (... کاری را) مهیا و آماده ٔ آن گردیدن .