ساده لوح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. لَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) ۱- با - خلوص. ۲- ساده دل. ۳- ابله.مترادفها و واژههای مرتبطاحمق، بیشیلهپیله، خوشباور، زودباور، ساده، سادهدل، سادهنگر، صافوصادق، ضعیفالعقل، کودن، مغفل، هالوسلیم، پاکدل، صافیضمیرواژه قبلی: ساده زنخواژه بعدی: ساده نمک