ساده
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مف.) ساییده شده.
(دَ یا دِ) (ص.) ۱- بی نقش و نگار. ۲- پاک، خالص. ۳- ساده لوح، ابله، نادان. ۴- بسیط، بدون ترکیب. ۵- آسان. ۶- عادی، معمولی. ۷- پسری که هنوز ریش درنیاورده. ۸- بدون زینت و زیور. ۹- صاف و هموار. ۱۰ - لغزان، لغزنده. ۱۱ - بی چین و گره. ۱۲ - تراشیده، سترده.
(~.) (ق.) ایستاده، مخففِ ستاده.