واژه جو

سادکس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سادکس . [ دُ ک ُ ] (اِخ ) پسر پادشاه تراکیه در نیمه ٔ قرن پنجم ق . م . بود. وی سفیران اسپارت را که برای جلب حمایت در بار هخامنشی ضد آتنیها عازم شوش بودند بازداشت و تسلیم آتنیها کرد. رجوع به ایران باستان ج ٢ ص ٩٤٣ شود.

معنی سادکس | واژه جو