ساربان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.) نگهبان شتر، شتربان.مترادفها و واژههای مرتبطساروان، شتردار، شتربان، قافلهسالار ≠ کاروانیواژه قبلی: سارانواژه بعدی: ساربانگ