سارغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رُ یا رِ) (اِ.) نک ساروق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- خورنده خوشه انگور با بن. ۲- در فارسی: نوشنده.
(رُ یا رِ) (اِ.) نک ساروق.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
سارغ . [ رَ ] (ترکی، اِ) در ترکی نام گلی است زردرنگ . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
سارغ . [ رَ / رِ ] (اِ) چادرشب . سفره . بقچه . (فرهنگ گیلکی ) (فرهنگ لارستانی ). رجوع به سارخ، سارغ، سارق، ساروغ، ساروق شود.
سارغ . [ رِ ] (ع ص ) خورنده ٔ خوشه ٔ انگور با بن . (منتهی الارب ). ◄ در بیت زیر ظاهراً بمعنی اعم نوشنده آمده است : گردان برهر نوبری گل سارغ از مل ساغری وان مل محک هرزری با گل محاکا داشته . خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ٣٩٨).