ساری قیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساری قیه . [ ق َ ی َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ایجرود بخش مرکزی شهرستان زنجان، واقع در ٥١ هزارگزی جنوب خاوری سی پل . کوهستانی، سردسیر، آب آن از چشمه . محصول آن غلات و بن شن و لبنیات است، ١٥٠ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی شال بافی در آن معمول است . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).
ساری قیه . [ ق َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ینگجه ٔ بخش مرکزی شهرستان سراب، واقع در ٨ هزارگزی شمال باختر سراب، و ٧ هزارگزی راه شوسه ٔ سراب به تبریز. کوهستانی و هوای آن معتدل، آب آن از رودخانه . محصول آن غلات و حبوبات است، ١٢٦ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
ساری قیه . [ ق َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقعدر ٣٥ هزارگزی شمال باختری قره آغاج، و ٧ هزارگزی شمال راه شوسه ٔ مراغه به میانه . کوهستانی، هوای آن معتدل و مالاریائی آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات و نخود و بزرک است، ٢٠٤ تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند. از صنایع دستی جاجیم بافی در آن معمول است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).