ساریجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساریجه . [ ج َ ] (اِخ ) از قبیله ٔ نایمان، و قتلغشاه خاتون هشتمین زن اولجایتو از فرزندان او بوده است . رجوع به ذیل جامع التواریخ چ بیانی حاشیه ٔ ص ٧٢ شود.
ساریجه .[ ج َ ] (اِخ ) مردی از قبیله ٔ اویغور و جد امیر سونج آقا پسر سانشی بخشی از امیران اولجایتو است . رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی چ بیانی حاشیه ٔ ص ٥٣ شود.