ساز زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ دَ) (مص ل.) ۱- نواختن وسیله موسیقی. ۲- کنایه از: بهانه گرفتن.مترادفها و واژههای مرتبطنواختن، نوازندگی کردنواژه قبلی: ساز دادنواژه بعدی: ساز و باز