ساز نوروز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساز نوروز. [ زِن َ / ن ُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ساختگی و اسباب نوروز. (رشیدی ). سامان و ساختگی و سرانجام نوروز باشداز اشربه و اطعمه و البسه . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). ساز نوروزی . ◄ نام لحن دوم است از سی لحن باربد . (برهان ) (رشیدی ) (شعوری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : چو در پرده کشیدی ساز نوروز به نوروزی نشستی دولت آن روز. نظامی (خسرو و شیرین ). رجوع به ساز شود.