واژه‌جو

ساز و سوز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ساز و سوز. [ زُ ] (ترکیب عطفی، اِمرکب ) سوز و ساز. سوختن و ساختن . تحمل : از روز وصل باز همام شکسته را جز ساز و سوز و ناله ٔ دل یادگار نیست . همام تبریزی .

معنی ساز و سوز | واژه‌جو