ساز و نهاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساز و نهاد. [ زُ ن ِ / ن َ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) وضع و حال .قرار کار. بنای کار. ساخت . ساز و آئین : جهان را چنین است ساز و نهاد ز یک دست بستد بدیگر بداد. فردوسی . جهان را چنین است سازو نهاد که جز مرگ را کس ز مادر نزاد. فردوسی . بگفت این و بهرام یل جان بداد جهان را چنین است ساز و نهاد. فردوسی . رجوع به ساز شود.