ساز و نوا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساز و نوا. [ زُ ن َ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ساز و آواز. ساز و سرور. بزن و بکوب . ساز و نواز : رطل کشان صبح را نزل و نوای تازه بین زخمه زنان بزم را ساز و نوای تازه بین . خاقانی . ♦ بسازو نوا ؛ با ساز و آواز، با تار و طنبور : تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل بساز و نوا میفرستمت . حافظ. ◄ ایضاً، به اقسام آلات . مکمل . رجوع به ساز شود.