ساسان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساسان . (اِخ ) (رودخانه ٔ...) در کازرون، آبش شیرین و گوارا، از چشمه ٔ ریجان برخاسته از تنگ چکان گذشته در قریه ٔ حسین آباد کازرون به آب چشمه ٔ سراب شیر و چشمه ٔ سیاه رود آمیخته، واردرودخانه ٔ شاپور شود. پس در قریه ٔ پوشکان کازرون به آب چشمه ٔ سرآب دختران پیوسته چون به قریه ٔ رودک خشت رسد آن را رودخانه ٔ خشت گویند. (فارسنامه ٔ ناصری ).
ساسان . (اِخ ) ده کوچکی است ازدهستان نودان بخش کوهمره نودان شهرستان کازرون، واقع در ١٢هزارگزی شمال نودان و جنوب کوه چنارشاهیجان و٣٣ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
ساسان . (اِخ ) حمداﷲ مستوفی آن را نام قدیم فسا شمارد و گوید: [ فسارا ] فسابن طهمورث دیوبندساخته بود خراب شد، گشتاسف بن لهراسب کیانی تجدید عمارتش کرد. و نبیره اش بهرام بن اسفندیار به اتمام رسانید، ساسان نام کرد. (نزهة القلوب چ لسترنج ص ١٢٥).