ساطع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبرافشاندن، افشاندنمترادفها و واژههای مرتبطتاباندن، پرتو افکندنپراکندن، افکندن، منتشر کردنواژه قبلی: ساطعواژه بعدی: ساطور