سافری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سافری . [ ف ِ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب است به سافری . و سمعانی گوید: آن اسم است و نسبت نیست . رجوع به ماده ٔ قبل و ماده ٔ بعد و انساب سمعانی شود.
سافری . [ ف ِ ری ی ] (اِخ )ایوب بن اسحاق بن سافری بغدادی مکنی به ابوسلیمان نزیل رمله . از محدثان است . رجوع به انساب سمعانی شود.
سافری . [ ف ِ ] (اِخ ) نام موضعی است . (انساب سمعانی ). رجوع به سافریه شود.