سافل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- فرود، پایین.<BR>۲- فرومایه، پست. جِ سفله.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ) [ ع. ] (ص.) ۱- فرود، پایین. ۲- فرومایه، پست. جِ سفله.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سافل . [ ف ِ ] (ع ص، اِ) فرود و پست . (منتهی الارب ) (غیاث ) (آنندراج ). نقیض عالی . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). پائین . نقیض بالا: فجعلنا عالیها سافلها و امطرنا علیهم حجارة من سجیل . (قرآن ١٥ / ٧٤ و نظیر آن در سوره ٔ ١١ آیه ٨٢). آیت عالیها سافلها خواند ملک که شد از لشکر منصور ملک فتح مبین . سوزنی . ◄ مردم فرومایه . (غیاث ) (آنندراج ). مرد فرومایه . (منتهی الارب ) (استینگاس ). ◄ دنی . دانی . دون . سفله . ناکس . بی سر و پا.
مترادف و متضاد واژهدان
s e پایین، تحت، زیر، دون، فرود (متضاد: بالا، فراز) پست نشیب (متضاد: فراز) فرومایه، زبون، سفله، دنی