سافلین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سافلین . [ ف ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ سافل در حالت جری و نصبی . رجوع به سافل شود. ◄ پیری یعنی پائین ترین زندگانی . (شرح قاموس ). ◄ هلاک شدن . (شرح قاموس ). ◄ گمراهی از برای کسی که کافر شده است، بواسطه ٔ آنکه هر زائیده شده که زائیده میشود برفطرت به آفرینش اسلام است پس آنچه از او کافر و گمراه شد او به اسفل سافلین گرائیده میشود. (شرح قاموس ) : ثم رددناه اسفل سافلین . (قرآن ٩٥ / ٥). ♦ اسفل سافلین ؛ هفتمین طبقه ٔ دوزخ که زیرهمه طبقات دوزخ است . (غیاث اللغات ).