ساقدوشی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساقدوشی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (... با کسی یا چیزی ) برآمدن . برابری کردن . برابر بودن . همسنگ بودن . لاف همسری زدن . توازی : ید بیضا به ساعد خوبان ساقدوشی نمی تواند کرد. معصوم کاشی (از آنندراج ) (بهارعجم ).