سالخورده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ) (ص مف.) ۱- پیر، کهنسال. ۲- کهنه، قدیمی.واژه قبلی: سالخوردواژه بعدی: سالخوردگی