واژه جو

سامیز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سامیز. (اِ) بمعنی فسان، و آن سنگی باشد که بدان کارد و شمشیر و امثال آن تیز کنند. (برهان ) (آنندراج ). سنگ کارد و تیغ.(رشیدی ). قس، سامان . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

معنی سامیز | واژه جو