واژه جو

سان دیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سان دیدن . [ دی دَ ] (مص مرکب ) سپاه را از نظر گذراندن .دیدن سپاه . دیدن لشکر را با ساز و برگ : دید چندانی که سان لشکر افلاک را بر منجم طالع خصمش نشد هرگز عیان . شفیع اثر (از آنندراج ). رجوع به سان و سان دادن شود.

معنی سان دیدن | واژه جو