واژه جو

ساوتکین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ساوتکین . [ ت َ ] (اِخ ) عمادالدوله ساوتکین .سرهنگی از سرهنگان الب ارسلان بن داود سلجوقی است . رجوع به اخبار الدولة السلجوقیه ص ٣٠، ٣١، ٤٤، ٥٦، ٥٧، ٥٨، ٦١، ٦٣، و کتاب النقض ص ٤٧ و سوتکین شود.

معنی ساوتکین | واژه جو