ساور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساور. [ وَ ] (اِخ ) قریه ای است به بخارا. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ).
ساور. [ وَ ] (اِخ ) قریه ای است به استرآباد. (آنندراج ). چراگاه ممتازی است به پهنای نیم فرسخ که سکنه ٔ استرآباد ایام تابستان درآنجا در کلبه های کوچک سنگی یا چادر بسر میبرند. (ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ١٣٩).